الملا فتح الله الكاشاني

246

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بيزاريم * ( مِنْكُمْ ) * از شما * ( وَمِمَّا تَعْبُدُونَ ) * و از آنچه ميپرستيد * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى از اصنام و ميتواند بود كه ماء مصدريه باشد يعنى بيزاريم از پرستيدن شما بتان را * ( كَفَرْنا بِكُمْ ) * نگرويديم بدين شما يا بمعبودان شما يعنى جاحد دين شما و منكر معبود شمائيم و شان شما و الهه شما نزد ما اعتدادى و اعتبارى ندارد * ( وَبَدا ) * و ظاهر و آشكارا شد * ( بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ ) * ميان ما و شما * ( الْعَداوَةُ ) * دشمنى بدل * ( وَالْبَغْضاءُ ) * و و دشمنى بدست يعنى ضرب و قتل * ( أَبَداً ) * هميشه مراد آن است كه پيوسته ميان ما و شما دشمنى قايم خواهد بود بدست و زبان * ( حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّه ) * تا آنكه ايمان آريد به خدا * ( وَحْدَه ) * در حالتى كه يكتا و يگانه است يعنى تا هنگامى كه به يكتايى او بگرويد خلاصهء معنى آنست كه سبب عداوت و بغضا ميان ما نيست مگر نگرويدن شما به خدا پس ما دام كه سبب قايم است در ميان شما عداوت قايم است در ميان ما و محلى كه بيگانگى كفر را از خود زايل گردانيد ايمان آريد عداوت بموالات و بغضاء بمحبت منقلب گردد پس اى اهل اسلام شما نيز به اين طريقه اقتدا كنيد و با دشمنان دين تبرا جوييد و ما دام كه اسلام نيارند و بيگانگى خدا اقرار نكنند ترك عداوت ايشان مكنيد و قوله * ( إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لأَبِيه ) * استثناء است از اسوة حسنة چه سزاوار نيست اقتدا كردن به استغفار از براى پدر كافر يعنى در تبرا نمودن از اهل شرك اقتدا بابراهيم كنيد مگر در گفتن إبراهيم مر پدر خود را كه * ( لأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ ) * هر آينه آمرزش خواهم از براى تو مراد آنست كه اى اهل اسلام اقتدا كنيد به حضرت خليل در بيزارى از كافران نه در طلب آمرزش از براى ايشان كما قال اللَّه تعالى ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ چه استغفار إبراهيم مر پدر خود را يعنى مر عم خود را آذر كه بمنزلهء پدرش بود مشروط بود به شرط ايمان كقوله تعالى ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه و چون دانست كه ايمان نخواهد آورد از او بيزار شد چنان كه حق سبحانه و تعالى از اين خبر داد كه فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه تَبَرَّأَ مِنْه و مخفى نيست در اينكه اگر حق سبحانه اين استثنا نميكرد مظنهء آن ميشد كه استغفار كفاره مطلقا جايز باشد بدون وعده ايمان پس به جهت رفع اين مظنه نهى اهل اسلام نمود از اين اقتدا و قوله * ( وَما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّه مِنْ شَيْءٍ ) * تتمهء قول إبراهيم است كه مستثنى است و لازم نميآيد از استثناى مجموع استثناى جميع اجزاى آن پس نقيض اين آيه نباشد كه قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّه شَيْئاً يعنى إبراهيم به پدر خود گفت كه مالك نيستم اى پدر براى تو يعنى نميتوانم كه از تو رفع كنم و برادرم از عذاب خداى